ابراهیم دلم می خواد شب ها به جای خواب با گریهناراحت

شب ها با بوسه های تو به خواب برم

با نوازش های اون دست های همیشه عاشق

که عاشقانه دستای من و توی اون دستای گرم گرفت جمعه قرار

جمعه قرار

اون جمعه خوشبختی

ابراهیم یادته اون شب ها توی خواب تو تلفن می زدی

اون روزهای خوشبختی که تو مال من بودی

که دلت می خواست زود زود زود تلفن بزنی

که دل تو هم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییی تنگ بود

الان هر روز مثل هر روز سرد سخت بدون موبایل

هر روز تنهائی

هر روز خیلیییییییییییییی سخت

هیچکی توی دنیا مثل ما نبود که بدون موبایل بدون حرف زدن با یار خودش

فقط ما خودم و خودت که بیشتر از همه عاشق و بی قرار بودیم

خوشبخت بودیم که با موبایل با هم حرف می زنیم

ما که از همه عاشق ها عاشق تر بودیم

کاش یه روز مثل اون جمعه پاییزی تو رو می دیدم

کاش پاییز بود

کاش  روز قرار فقط می دونستم از سفر تو

که دستات و محکم توی دستم می گرفتم که هیچ وقت این سفر تو نباشه

هیچ وقت سفر تنهائی و بی خبری تو نباشه

 بهترین روزهای ما با بی خبری و تنهائی بود

من و تو که عاشق تر از همه بودیم

گریه

خدایا دلم می خواد فقط من باشم و ابراهیم فقط من و ابراهیم

بجای تمام بی خبری ها یارم و ببینم ابراهیم بیاد

برای همیشه بیاد پیش خودم

 

 

/ 0 نظر / 149 بازدید