از صبح با حالا يه بغضی گلومو گرفته امروز خيلی غمگينم دلم بد جوری گرفته الان هم چشام پر از اشکه می دونم همه چيز تقصير منه آخه امروز تو يه وبلاگی خوندم که هر کی قلبش شکسته تقصير خودش بوده از همون موقع تا حالا خيلی حالم بد شده سرم درده
اونائی که خودشون تو عشق خوش شانس بودن چرا باید دیگران و مقصر بدونن؟؟؟؟؟
شاید ما خیلی بیشتر از اونی که حتی اونا تصور دارن همو دوست داشتیم برای هم میمردیم به هم وفادار بودیم منی که حتی دلم نمی خواست از عشقم به کسی بگم چون می ترسیدم به ما حسودی کنن اما چطور از هم جدا شدیم خدایا چرا ؟؟؟؟
قلبم شده مثل شیشه .......