با شنيدن ترانه های اندی اشک تو چشام جمع می شه ياد تو می افتم
ياد کنسرت که به من شماره دادی قصه ما هم با يه سلام عاشقونه شروع شد اون موقع من نمی دونستم اينجوری دلم اسيرت ميشه اولين لحظه که ديدمت مثل شاهزاده قصه ها بودی
اگه روز قرارمون می دونستم که می خوای بری حتی يه لحظه دستم و از دستت جدا نمی کردم
اينقدر می بوسيدمت که بدونی دوست دارم گريه می کردم......................

کاش می دونستی عشق تو برای قلبم اولين و آخرينه...